|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
خدایا ! یـک مرگ بدهکارم و هـــزار آرزو طلبـکار ! خستـه ام ... یا طلبم را بـده ... یا طلبت را بگیـر ...
[ یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 6:4 PM ] [ سقوط آزاد ]
چشمانم را می بندم نقابت را بردار بگذار صورتت هوایی بخورد!
[ شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 4:56 PM ] [ سقوط آزاد ]
چقدر همه جا با هر آدمی من بی حرفی برای گفتن بی سری برای بالا گرفتن دارم....به خودم می لرزم از این سرنوشت ؛ از این زندگی ...
[ سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 8:2 PM ] [ سقوط آزاد ]
آدم های تنها عاشق می شوند آدم های عاشق ، تنها مرگ اگر نبود ، تا ابد دور خودمان می چرخیدیم …
[ جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ] [ 6:41 PM ] [ سقوط آزاد ]
همــﮧ چیـز آرام اســت ..
[ جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ] [ 1:50 AM ] [ سقوط آزاد ]
کاش آدم ها یکم جرات داشتن گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن : ببین ؛ دلم واست تنگ شده ، واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم....
[ پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ ] [ 8:47 PM ] [ سقوط آزاد ]
نزدیک ترین آدم به تو اون کسی است که از دورترین فاصله همیشه به فکرته حتی از پسِ یه فاصله مجازی….
[ پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ ] [ 7:29 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||