|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
ندیده ای؟ همان انگشت که ماه را نشان می داد، ماشه را کشید..
[ چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ ] [ 2:9 AM ] [ سقوط آزاد ]
آدم تا یک جایی برایش مهم است، میجنگد... اعتراض میکند... خشمگین میشود...آزار میبیند... از یک جایی به بعد، دیگر میافتد به بیتفاتی... به خاموشی... به بیحسی.. راحت و در سکوت میگذرد...
[ جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:0 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||