چاهی برای گریستن
نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین 
لینک دوستان
لینک های ویژه

نمیدانم چگونه میشود سرنوشت را تغییر داد. انگار طلسمی گریبانم را گرفته که نمیگذارد لحظه اي طعم خوشبختی را تجربه کنم.شاید اه کسی مرا گرفته که اینگونه باید شاهد از نزدیک خوشبختی دیگران باشم اما خودم ....کاش میتوانستم بفهمم چه کسی پشت سرم اه کشیده ...چه کسی از من دلگیر است کاش اینقدر غرور نداشتم و میتوانستم از او معذرت خواهی کنم ...نمیتوانم فکر کنم ...نمیتوانم بنویسم .. نمیتوانم حرف بزنم ...و حالا میتوانم خوب حس کنم لال بودن چقدر در دل ادم حرف انبار میکند که نمیشود گفتش مثل دوستت دارم ...مثل دوستم بدار ...مثل از تو ناراحتم ...مثل خداحافظ....

[ جمعه بیست و ششم شهریور ۱۳۸۹ ] [ 11:29 PM ] [ سقوط آزاد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ نوشته های انسانیست گمشده در میان قوانین سخت گیرانۀ دنیا،صرفا نوشتن مطالب ادبی نیست دل نوشته ایست از موجودی که بسیاری از باید ونباید ها برایش خلاف موجودیت آدمیست.

××××××××××××××××××××

اینجا روزی تمام شوق زندگی را در من خلاصه میکرد...

××××××××××××××××××××

از اسب که بیفتی
اسیر سرزنش خاک می شوی
در این سرزمین ،
سقوط آزاد هم ممکن نیست …

××××××××××××××××××××

کوله بارم را از خانه ای نا امن به دوش کشیدم و آمدم به جایی که بتوانم حرفهایم را بدون ترس از دیگران بزنم. .حرفهایی که اگر بمانند عقده میشوند و دل را می میرانند… زین پس اینجا چاهی است که سر در آن فرو خواهم برد و اشک خواهم ریخت...اینجا چاهیست برای گریستن …

××××××××××××××××××××

اينجا مي نويسم.حرف هايي كه يا كسي مشتاق شنيدن آنها نيست و يا من مشتاق گفتن براي كسي نيستم....
مي نويسم تا به يادگار بماند....

×××××××××××××××××××

این وبلاگ هیچ مخاطب خاص و شعبه دیگری ندارد.

××××××××××××××××××



امکانات وب