|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
با یه برنامه تقریبا از پیش تعریف شده خونه من دور هم جمع شدیم..شب خوبی بود.هرچند خسته بودم اما کنار هم تا نزدیک صبح بیدار موندیم و کلی خندیدیم.حدود دو سالی بود فرصت نمیشد این دوستای قدیمی رو ببینمشون!! با این حال خوش گذشت.آخر کار هم چندتا عکس گرفتیم.حالا عکسهای فشن منی که همیشه ساده بودم رو هرکی میبینه باور نمیکنه این من باشم!!!!! کلا خوبه آدم گاهی متفاوت باشه... [ یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ] [ 2:12 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||