|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
نصف شبی معده درد شدن توی این خوابگاه لعنتی که دستت به هیچ جایی بند نیست از هرنوع شکنجه بدترهست....اونوقت مجبوری تا صبح میله های بالای تختت رو محکم بگیری و دم نزنی که مبادا بقیه بیدار شن!!!
[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱ ] [ 1:40 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||