|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
گاهی خسته می شوی کم میاوری نه می توانی خودت را به خواب بزنی و نه توان بیدار ماندن داری ترس از دست دادن آدم هایی که دوستشان داری بغض می شود توی گلویت آنوقت پناه می بری به سکوتت و حلقه ای اشک درون چشمانت و دم نمی زنی...
[ جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ ] [ 2:23 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||