|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
این روزا مدام فکر و خیال دارم و شبها بی خوابم..سر شبی که خیلی دلم گرفته بود و سرم هم کمی درد میکرد رفتم بیرون کمی قدم بزنم بلکه بهتر بشم ..از جلوی درمونگاه رد میشدم که دیدم هنوز سرم درد میکنه و وقتی هم که درد میگیره تا کلا حالمو خراب نکنه خوب شدنی نیست این شد که رفتم توی درمونگاه یه خانومی بود فشارمو گرفت و گفت ۱۵روی ۸ و گفت برای تو فشارت بالاست و نمک نخور!!من نخورم عمرآ..این دومین باره که فشارم بالاست..گفت از استرس و اعصابه...نگرانم که نکنه فشار خون گرفته باشم!!! پی نوشت : بعد سه روز امروز دوباره رفتم فشارم و جونم رو باهم گرفت خدارو شکر اومده یازده روی هشت...خداکنه بمونه همینجوری وگرنه...نمک رو کم کردم اما دیگه غذا نمیچسبه.. همینطور حرص و جوشم رو به درک هرچی میخواد بشه بشه ... [ دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۹ ] [ 3:5 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||