|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
دلم نمیآید که شب را رها کنم و همینطوری بخوابم. شب قشنگ است. یک عمر میخواهیم توی گور بخوابیم. وقتی هنوز زنده هستم، حیفم میآید شبها بخوابم. شب باید بیدار ماند. گاهی بهسلامتی ستارهها شرابِ حافظِ شیراز نوشید. سیگار کشید. حرف زد. گریه کرد. شب باید کتاب خواند. فیلم دید. شب باید عاشق شد..
[ پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 2:50 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||