|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم با زبان زخم زدی ... دشنه زدی ... خندیدم! معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم ساده لوحی ست ... بگویم که نمی فهمیدم ! غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم ! مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ... برو ای یار برو ! از تو گذشتم ، خوش باش برو ای یار که من مهر تو را بخشیدم...
[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵ ] [ 6:15 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||