|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
از آقای دکتر قلمبه با آن قیافه بامزه اش که شبیه این ایموجی 🥴 است دو تا سوال پرسیدم ، آخر تایم بود و بی حوصله و خسته همانطور که سرش در گوشی اش بود و بیسکویتش را میخورد هی میگفت همان موقع که آمدی میگویم ، سوال سوم را که پرسیدم گفت: " ای دهنت سرویس بذار میگم دیگه "... دوباره قیافه اش رو که دیدم هردو ترکیدیم از خنده ...
[ سه شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 8:26 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||