|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
با تمام وجود گناه کردم... ... و در تکرار آن اصرار!... .. اما!.. ... نه نعمتش را از من گرفت، ... نه گناهانم را فاش کرد!... ... اگر اطاعتش را کنم چه مي کند؟ ... پی نوشت: بالاخره طلسم شکست و ما دانشگاه قبول شدیم...زین پس به ما بگویید: " مندس " [ پنجشنبه سی ام دی ۱۳۸۹ ] [ 3:19 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||