|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
بهار می آید چه من شور جوانه زدن داشته باشم چه نه... امسال هم وقتی تاپ تاپ قلب تنگ خالی گوشه طاقچه مرا به یاد ماهی هفت سین می اندازد در می یابم بهار نزدیک است... نقش و نگار قالی های آویزان از بام همسایه تولد گلهای بهاری را نوید میدهد... دلم هوای خانه تکانی را دارد.. کدورت و غبار و اندوه یکسال دلم را با کاسه ای روشنایی می زدایم... خاطرات را اما نه، آنها مثل همیشه تنها مرتب میشوند... بعضی از آنها در صندوقچه ای که با خط قرمز روی آن نوشته شده ،هرگز باز نشوند و بعضی دیگر در قابی زیبا آویزان به دیوار ذهنم... حال آرام و سبک نشسته ام کنار هفت سین و با خود زمزمه میکنم ، یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الا احسن احال و به این می اندیشم که.. هرگاه انقلابی در قلبم و تحولی در حالم بوجود آید برای من عید است... چه بهار بیاید چه نه... سال ۱۳۸۹ پیشاپیش مبارک باد...
[ یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ ] [ 1:3 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||