|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
پروردگارم ،مهربان من از دوزخ اين بهشت، رهايي ام بخش! در اينجا هر درختي مرا قامت دشنامي است، و هر زمزمه اي بانگ عزايي... و هر چشم اندازي سکوت گنگ و بي حاصلي ... در هراس دم مي زنم.. در بي قراري زندگي مي کنم.. و بهشت تو براي من بيهودگي رنگيني است.. من در اين بهشت ، همچون تو در انبوه آفريده هاي رنگارنگت تنهايم. "تو قلب بيگانه را مي شناسي ، که خود در سرزمين وجود بيگانه بودي" "کسي را برايم بيافرين تا در او بيارامم" دردم ، درد "بي کسي" بود...
[ جمعه ششم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 4:27 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||