چاهی برای گریستن
نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین 
لینک دوستان
لینک های ویژه

 

1-امروزاز صبح بد بياري آوردم تا وقتي برگشتم..صبح كه توي ماشين حالم داشت بهم ميخورد برگشتني هم بد جوري زير بارون و تگرگ موندم..به حدي شديد بود كه هر ماشيني منو ميديد بوق ميزد ميگفت بيا بالا ديوونه...بد شانسي اون خراب شده يه سايه بون يا يه جايي كه بشه زيرش موند هم نداشت...الان تب كردم و سرو بدنم درد ميكنه...دلم براي خودم سوخت دقيقآ موش آب كشيده شده بودم....

2-     ماهيم از طبقه سوم سقوط آزاد كرد اما زنده موند فقط نميدونم الان كجاست....!!!

3-     باز هم به كاهدون زدم...

4-     از خستگي دارم ميميرم...

5-     امروزهم تموم شد...

 

[ یکشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ 9:24 PM ] [ سقوط آزاد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ نوشته های انسانیست گمشده در میان قوانین سخت گیرانۀ دنیا،صرفا نوشتن مطالب ادبی نیست دل نوشته ایست از موجودی که بسیاری از باید ونباید ها برایش خلاف موجودیت آدمیست.

××××××××××××××××××××

اینجا روزی تمام شوق زندگی را در من خلاصه میکرد...

××××××××××××××××××××

از اسب که بیفتی
اسیر سرزنش خاک می شوی
در این سرزمین ،
سقوط آزاد هم ممکن نیست …

××××××××××××××××××××

کوله بارم را از خانه ای نا امن به دوش کشیدم و آمدم به جایی که بتوانم حرفهایم را بدون ترس از دیگران بزنم. .حرفهایی که اگر بمانند عقده میشوند و دل را می میرانند… زین پس اینجا چاهی است که سر در آن فرو خواهم برد و اشک خواهم ریخت...اینجا چاهیست برای گریستن …

××××××××××××××××××××

اينجا مي نويسم.حرف هايي كه يا كسي مشتاق شنيدن آنها نيست و يا من مشتاق گفتن براي كسي نيستم....
مي نويسم تا به يادگار بماند....

×××××××××××××××××××

این وبلاگ هیچ مخاطب خاص و شعبه دیگری ندارد.

××××××××××××××××××



امکانات وب