|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
خدايا آيا بيداري؟ خدايا من چه كردم كه تو اينگونه ميباري؟ خدايا حوصله داري؟ منم بنده .اسير اين سيه دنياي ديوانه خدايا تو چنين كردي بدون اينكه من خواهم تو كه مي دانستي اين نفسم اسير عشق بازيهاست اسير بي قراريهاست اسير بي هواييهاست چرا!!!!!!!!! پس چرا اينگونه ام كردي؟؟؟؟؟ خدايا ايا بيداري؟ يا كه ديگر تاب وقرار حرفهاي اين بنده سراسر گنه را نداري؟؟؟ خدايا من چه كردم؟؟؟من؟؟؟ من سرگشته در عالم من گمگشته درساغر خدايا اين همين بنده همين كه اشرفش كردي دگراشرف نداند چيست!!!!! دگرادم دگر حوا دگرمعشوق نداند چيست دگرمخلوق نداند چيست دگر راهي نمانده جز نگاه خالقش بر وي خدايا ايا بيداري؟ خدايا حوصله داري؟ ببين اين است همين بنده همين بنده كه ديگرهيچ نداردجز هيچ...هيچ و اين جسم بي جانش خدايا تو بگو با من!!!!!! نگاه اخري مانده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
[ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ 1:0 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||