|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
تب شدید، معده درد، تهوع، تنگی نفس، بی قراری، حس تنفر از همه چیز و همه کس...به این حال چی میگن!!! اینقدر تب دارم که توی این تابستون جهنمی حس میکنم مثل یک کوره دارم آتیش میگیرم ...
[ پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 3:17 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||