|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
اگر روزي گذشت و من بياد نياوردم كه به تو بگويم صبحت شكرين باد پس از پريشان حالي و سكوت من تعجب نكن و گمان نكن كه چيزي تغيير كرده زماني كه من به تو نگويم كه دوستت دارم و معناي آن اين است كه من تو را بيشتر دوست دارم... صبحت شكرين باد... اگر بسيار در مقابلم نشستي مثل مملكتي از بوي خوش و مرمر و چشمانم را از خوبيهايت فرو بستم و شكايت پيراهن معطر را ناديده انگاشتم مگوي كه احساست مرده است و گمان نكن كه قلب من از سنگ شده است دوستت دارم فراتر از عشق ولي بگذار كه تو را آنچنان كه خود ميخواهم ببينم صبحت شكرين باد....
پ.ن : ترجمه یک شعر عربی...
[ پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۰ ] [ 8:17 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||