|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
می دانم از زندگی چه می خواهم یک ماه تنهایی با همسالان مهربان در دل یک جنگل... کنار یک دریا... که از تلمبار ظرفهای نشسته لذت برم و غبار روی میز را فوت کنم شبها تا صبح بیدار باشیم و قصه بخوانیم و درد دل کنیم بخندیم و بخندیم و بخندیم حتی ازترک دیوار.... و تا نیمه های شب سرسره بازی کنیم و نفس بکشیم این را می خواهم می شود؟؟؟؟؟..... [ سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 7:2 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||