|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
جايت خالي شب را به صبح رساندن با آهنگ معين هم عالمي دارد...2:30 سحر چهارشنبه...روزي كه ديگر تكرار نخواهد شد... بدون تو چه پروازي!چه احساسي چه آوازي! تويي كه از صداي من شراب كهنه ميسازي... بيا خوبم كه ميدانم در اين بازي نمي بازي... نياز و تو خودم كشتم كه هرگز تا نشه پشتم زدم بر چهره ام سيلي كه هرگز وا نشه مشتم.. من آن خنجر به پهلويم كه دردم را نميگويم، به زير ضربه هاي غم نيوفتد خم به ابرويم... مرا اينگونه گر خواهي دلت را آشيانم كن من آن نشكستني هستم بيا و امتحانم كن...
[ چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 2:33 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||