چاهی برای گریستن
نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین 
لینک دوستان
لینک های ویژه

 

خوب من الان به شدت دستام یخ کردم و قلبم میلرزه...از صدای گریه های بلند مامان محترمه یکدفعه از خواب پریدم و سکته ناقص و زدم..تا دویدم و ببینم جریان چیه تازه فهمیدم خواب بد دیده...خیلی ترسیدم یه لحظه فکر کردم داییم یا پسر داییم طوریشون شده آخه هر دوشون بیمارستانند..تصور کن یک نفر تو خواب باشه بعد یهو از ترس از خواب بپره و دنبال صدای گریه بدوئه...دستاشو گرفتم بلندش کردم نشوندمش یک لیوان آب سرد بهش دادم خورد... بعدش که حالش کمی بهتر شد برق و خاموش کردم خوابید و خودم هم اصلا خوابم نبرد......یک شب ما خواستیم آدمیزادی بخوابیم...اگه گذاشتن...(غرغر) ...

[ چهارشنبه هجدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 4:21 AM ] [ سقوط آزاد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ نوشته های انسانیست گمشده در میان قوانین سخت گیرانۀ دنیا،صرفا نوشتن مطالب ادبی نیست دل نوشته ایست از موجودی که بسیاری از باید ونباید ها برایش خلاف موجودیت آدمیست.

××××××××××××××××××××

اینجا روزی تمام شوق زندگی را در من خلاصه میکرد...

××××××××××××××××××××

از اسب که بیفتی
اسیر سرزنش خاک می شوی
در این سرزمین ،
سقوط آزاد هم ممکن نیست …

××××××××××××××××××××

کوله بارم را از خانه ای نا امن به دوش کشیدم و آمدم به جایی که بتوانم حرفهایم را بدون ترس از دیگران بزنم. .حرفهایی که اگر بمانند عقده میشوند و دل را می میرانند… زین پس اینجا چاهی است که سر در آن فرو خواهم برد و اشک خواهم ریخت...اینجا چاهیست برای گریستن …

××××××××××××××××××××

اينجا مي نويسم.حرف هايي كه يا كسي مشتاق شنيدن آنها نيست و يا من مشتاق گفتن براي كسي نيستم....
مي نويسم تا به يادگار بماند....

×××××××××××××××××××

این وبلاگ هیچ مخاطب خاص و شعبه دیگری ندارد.

××××××××××××××××××



امکانات وب