چاهی برای گریستن
نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین 
لینک دوستان
لینک های ویژه

 

این هفته هستم و از هفته ی دیگه بطور رسمی میرم سر کلاس...از دیروز هم خندم میگیره بابت اشتباهی كه Baby  كرد....پونصد هزار تومن اشتباهي ريختيم توي حساب سلف و كافي نت...فكركنم اگر ده سال ديگه هم دانشگاه ميرفتم باز هم تموم نميشد... بيچاره چقدر جوش زد تازه به من ميگه چقدر شما خونسرديد من قلبم  داره مياد تو دهنم...!!!...خوب من چيكار بايد ميكردم؟!!!دعواش ميكردم كه چرا اينجوري شد؟ نميشد كه اونوقت شخصيتش خرد ميشد... منه بيچاره چند بار تپش قلب داشتم اما به روي خودم نياوردم...بالاخره اونم جوونه و پر از غرور....ظاهرا خونسرد بودم و ميگفتم اشكالي نداره اما در باطن دلم ميخواست خفش كنم...قيافش ديدني بود يه جا بند نميشد...آخر اينقدر اينور اونور زديم تا درست شد...

 

 

[ دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ ] [ 8:4 AM ] [ سقوط آزاد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ نوشته های انسانیست گمشده در میان قوانین سخت گیرانۀ دنیا،صرفا نوشتن مطالب ادبی نیست دل نوشته ایست از موجودی که بسیاری از باید ونباید ها برایش خلاف موجودیت آدمیست.

××××××××××××××××××××

اینجا روزی تمام شوق زندگی را در من خلاصه میکرد...

××××××××××××××××××××

از اسب که بیفتی
اسیر سرزنش خاک می شوی
در این سرزمین ،
سقوط آزاد هم ممکن نیست …

××××××××××××××××××××

کوله بارم را از خانه ای نا امن به دوش کشیدم و آمدم به جایی که بتوانم حرفهایم را بدون ترس از دیگران بزنم. .حرفهایی که اگر بمانند عقده میشوند و دل را می میرانند… زین پس اینجا چاهی است که سر در آن فرو خواهم برد و اشک خواهم ریخت...اینجا چاهیست برای گریستن …

××××××××××××××××××××

اينجا مي نويسم.حرف هايي كه يا كسي مشتاق شنيدن آنها نيست و يا من مشتاق گفتن براي كسي نيستم....
مي نويسم تا به يادگار بماند....

×××××××××××××××××××

این وبلاگ هیچ مخاطب خاص و شعبه دیگری ندارد.

××××××××××××××××××



امکانات وب