|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
دیشب تا چشمامو میبستم بخوابم؛ کابوس میدیدم...خيلي خسته بودم اما تا ساعت حدودآ ۱:۳۰ خوابم نبرد...اينقدر اعصابم بهم ريخته بود كه دلم ميخواست....همونجور كه چشمامو بسته بودم بعدش به زور خوابيدم..جديدا تپش قلب دارم..ديشب هم مجبور شدم يه قرص تپش بخورم... نميدونم چرا اينجوري شدم....امروز كلاس دارم ،ديروزم داشتم و حالم خوب نبود نرفتم...كم كم دارم ميرم...اگر تونستم از اونجا مينويسم..........
[ یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 8:10 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||