|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
همیشه حس میکردم مردها این چیزا رو نمیفهمند یعنی از درکش عاجزند.. مهر و محبت و عشق براشون مسخرست..اصلا این چیزها با روحیه خشن مرد سازگار نیست..!! نمیدونم شاید بخاطر اینکه توی مردها بزرگ شدم و از این چیزها زیاد دیدم ... واژه "دوستت دارم " زیاد شنیدم اما هیچوقت دوست داشتن یک مرد و ابراز علاقش رو قلبآ باور نکردم..به نظر میاد که برای خواسته هاش به این کلمه نیاز بود و چه راحت "دوست داشتن " رو به بازی گرفتیم غافل از اینکه بدونیم چطور با همین کلمه به ظاهر ساده طرف رو نابود میکنیم.من هنوزم این حس رو دارم اما جایی نوشته هایی رو خوندم که درد داشت احساس نیاز عاطفی به شدت توش پیدابود..به قول یکی از دوستان که توی کامنت ها خیلی حرف قشنگی زده بود..." تا به این سن که رسیدم متوجه شدم همه ادما رو ندیدم که بخوام بگم فلان جنسیت فلان جور وهمه مثل هم هستند."..شاید لازم باشه کمی توی افکارم تجدید نظر کنم...!
[ یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ] [ 11:36 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||