|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
خسته ام... چشم هایم خسته است!! ذهنم پر تشویش... قلبم پر درد... گوش هایم دیگر طاقت هیچ هیاهویی ندارد; لحظه های بی رحم پی در پی هم میگذرند!! انتظاری تلخ... نه انتظار شیرین است; چون پس از پایانش لحظه دیدار است !!! وقتی که صدای نفست در گوش من طنین انداز است; انتظارم رو به پایان است... با بودن تو... ذهنم پر از آرامش... قلبم مملو از عشق... چشمهایم پر شور... اما; لحظه های بی رحم تند تند از پی هم میگذرند!!! و صدای نفست را از من باز پس میگیرند.. باز هم قلبم پر درد ذهنم پر تشویش چشمهایم خسته ...
[ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ] [ 3:34 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||