|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
این چندمین باره که میپرسه کسی رو دوست داری که ازدواج نمیکنی؟میگم نه! میگه پس چرا به کسی جواب نمیدی؟! میگم الان موقعیت خوبی ندارم..! میگه اما دیگه وقتشه!!!حالا نمیدونم اینهمه اصرار برای بیرون رفتنمون و پچ پچ کردنای با بابام چیه؟! کور خوندن ،بابا این بشر توی دل من نمیره نمیره نمیره.....زور که نیست! اینهمه آدم گیر داده به من!!!!
[ چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 9:24 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||