|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
كافيست جاده يكطرفه باشد ..يكي چتر بگيرد وادامه باران را تنها برود .يكي بماند ان يكي همقدمش نشود .وهمقدم با رقيبت شود .كافيست مثلث عشقي تشكيل شود .كافيست تودير بدنيا امده باشي وان يكي زودتر ..تو دير تراورا ديده باشي ورقيب زودتر ..يامثلا او استادكلاس باشد تو بخاطر اينكه همه از او تعريف ميكنند..كمي خوشت نياد از او .بعد او ميان ان همه بچه كمي تورا تحويل بگيرد .بعد نفرت سراغاز عشق شود .بعد يكي از سخن چين ها به او خبر اشتباه برساند ..بعد او يك روز تو را صدا كند ..وبگويد من كسي را دوست دارم وكسي هم مرا دوست دارد ....بعد تو لبخند زنان ارزوي خوشبختي ميكني .ولي همان جا ميافتي و ميميري .ميشكني.ودم نميزني ميروي ...حتي فرصت نميكني .تكه هاي وجودت را از روي زمين برداري ...زخمي ميروي .وهميشه يك سوال پس ذهنت است ..من زيباتر بودم يااو ...؟من دير رسيدم يا او زودتر بتو رسيد ....؟؟ وبعد داستان شروع ميشود هركجا مينشيني توي تاكسي ميبيني گوينده با ان صداي ارام ميگويد موضوع امروز هر چه ميخواهد دل تنگت بگو .باما تماس بگيريد وتو باز همان خاطره را در پس ذهنت مرور ميكني ...ميروي توي بلاگفا كسي از دوستانت اپ كرده ...وميگويد از خاطره عشقتان بنويسيد وتو شروع ميكني بنوشتن از او .......وياداوري مكرراو ..
[ چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:34 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||