|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
و چه راحت نقاب هایشان را عوض می کنند در روز..... و من چه بهت زده می نگریستم به آنها وقتی شب هنگام چهره ی واقعیه بی نقابشان را دیدم.... باید چراغ ها را خاموش کرد و روی برگرداند تا ناکسان نقاب بر دست گیرند و بروند ..... [ شنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۹ ] [ 2:5 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||