|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني.. شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني، آه باران من سراپاي وجودم آتش است.. پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کنی... پی نوشت: از ناملایمات روزگارم پر از بغضم امشب ، ای کاش باران ببارد...
[ چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۹ ] [ 10:53 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||