|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
امشب باز چه دلتنگم... دوباره با خودم خلوت ميكنم...ميروم گوشه اتاقم...پشت ميز...تكيه به ديوار، كز ميكنم ... اينجا غار تنهايي من است...و فكر ميكنم... به تمام آدمهای زندگیم... تمام آنهایی که آمدند و رفتند...تمام آن هایی که آسان آمدند و آسان رفتند... ...و به تو فکر می کنم... تنهایی درد بدیست...خیلی بد...اما بی کسی بدتر...و من بی کس ترینم ..
[ سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۹ ] [ 2:20 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||