|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
هنوز هم کسی نمی داند که چرا من این همه فاصله گرفته ام از خواستنی هایم در زندگی...! این روزها که نیستی دلم هوای تـــــو که به سرش می زند چشمهایم را می بندم و در خیال ساز دست می گیرم و می نوازم "عزيز آن كه بي خبر به ناگهان رود سفر..." چشم که باز می کنم جای خالی ساز و تصویرِ چشمهایِ تــــو روی دیوار از نو ویرانم می کند باز...!
[ یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ ] [ 7:0 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||