|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
امشب رفتم برای خرید !! تا رفتم داخل فروشنده رو که دیدم یه لحظه جا خوردم ...سلام که کردم رفتم جلو و طاقت نیاوردم گفتم شما چقدر شبیه یکی از.....هستید.گفت فامیلشون شریفیه؟ گفتم نه..گفت خوب شباهتها بین آدما زیاده اتفاقا یه فامیلی هم ما داریم خیلی شبیه شماست! دهنم باز مونده بود! مو نمیزد.همون تیپ همون شکل همون رفتار و همون شخصیت...! همه اینا دست به دست هم دادن تا با یه ذوق بچه گونه ازش بی چون و چرا خرید کنم.حالا هرقت نگاش کنم یاد.....عجب مکافاتی دارم من توی این دنیا.......
[ شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ ] [ 10:30 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||