|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
اومدم کمی حال و هوا عوض کنم، رفتم سراغ آشپزی...داشتم ماهی درست میکردم که دیدم اخبار میگه ... عبدالمالک ریگی دستگیر شد...اطلاع زیادی نداشتم از اینکه این کی بود و چکار کرد!!! گهگاهی از زبون اینو شنیده بود که فلان کرده و بهمان کرده ولی پیگیر نبودم....اومدم جلوی تلوزیون تا از نزدیک ببینم جریان چی بوده همون لحظه داشت گوشه از جنایاتش رو نشون می داد...کلی بهم ریختم... خیلی حال خوبی داشتم که اینم اضافه شد... پی نوشت: یک جنایت دیگه باید تو لیستش اضافه بشه چون به خاطر این غذا سوخت ... [ سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ ] [ 3:52 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||