|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
يه روز يه تركه زير آوار مونده بود و من هيچ كارى نميتونستم براش انجام بدم شرمنده هموطنم شرمنده...!!!! * ترسم از آن است خوني كه به نيت آذربايجان دادم في سبيل الله به سوريه يا بحرين برود . . .
[ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:54 PM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||