|
چاهی برای گریستن نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین
| ||
|
هروقت به تو فکر می کنم سال من نو می شود توپ در می کنند توی قلبم و ماهی تنگ بلور پشتک می زند برای خنده هایت عید امسال هم می توانم تنهایی سوت بزنم همین که بدانم هستی دور یا نزدیک چه فرقی می کند؟ مهم این است که برای من هستی وقتی به تو فکر می کنم آسمان را " هم " پر از پرنده می بینم ...
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 7:17 PM ] [ سقوط آزاد ]
عشق فقط رویای شیرینی است که گاه گاهی خیالت را می رهاند به سمت بی خیالی..!!رویایی از تبسم تو که طعم شکوفه های بهاری را به روحم می بخشد و روحم را تازه میگرداند.وای به روزی که عشق هم درمانت نباشد.
[ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 11:39 PM ] [ سقوط آزاد ]
دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که می رسد از راه؟ ِیا نيازی که رنگ می گيرد در تن شاخه های خشک و سياه... [ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 10:49 PM ] [ سقوط آزاد ]
رسيدن چيزي را درست نميکند، وقتي قرار نيست پا به پايم بيايي . . .!!
[ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 6:36 PM ] [ سقوط آزاد ]
[ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 2:5 PM ] [ سقوط آزاد ]
یکنفر در همین نزدیکی ها چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ... خیالت راحت باشد آرام چشمهایت را ببند یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارد ...
[ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 2:3 AM ] [ سقوط آزاد ]
تمام میشوم شبی فکرش را بکن...!!! یک روز می آیی و میبینی نه من هستم ...نه این کلمات..!
[ جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 11:39 PM ] [ سقوط آزاد ]
گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد، اما افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادشان اعتماد!!!!!
[ جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 10:46 PM ] [ سقوط آزاد ]
وقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدم بـه کلــ‗__‗ــمات پنــ‗__‗ــاه میبــ‗__‗ــردم امــ‗__‗ــان از امــ‗__‗ــروز کــ‗__‗ــه کلمــ‗__‗ــات خودشــ‗__‗ــان هم گیــ‗_‗ــج شــ‗__‗ــده اند [ جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 9:38 PM ] [ سقوط آزاد ]
تنها باشي روز تعطیل باشد غروب باشد باران هم ببارد احساس ميكني بلاتكليف ترين آدم دنيا هستي...!!
[ جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 7:20 PM ] [ سقوط آزاد ]
با اجازه بزرگترین بغض سرکوب شده گلویم.. میگویم: خط میزنم همه وابستگی ها را.............
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 12:33 PM ] [ سقوط آزاد ]
گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم فضای اتاق برای پرواز کافی نبود...
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 11:12 AM ] [ سقوط آزاد ]
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 6:36 PM ] [ سقوط آزاد ]
من آخرش رابطه بین یخچال و احوال درونی رو کشف نکردم وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... اَصَن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده! .....
[ پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 3:45 PM ] [ سقوط آزاد ]
روایت داریم حاجیه خانم سقوط آزاد (من رو میگه ها!) به دلیل معصومیت گناهی مرتکب نمیشدند..لذا فرشته ای که در کتف چپ ایشان مشغول نوشتن گناهان بود از زور بیکاری به حل کردن جدول روی آورده بود...
[ پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 3:19 PM ] [ سقوط آزاد ]
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق ميشوند... به جای شمع دور چراغ های بی احساس خيابان ميميرند..!!!
[ چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 1:21 PM ] [ سقوط آزاد ]
* برگفته از کتاب رازهایی درباره زندگی (هدیه ولنتاین امسال که "خودم" بــرای "خودم " خریدم)
[ چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 8:21 AM ] [ سقوط آزاد ]
آدمهــایی که ایـن جملـــه رو می شنـوند خوشبخت تــریـن آدمــها هستنـــد: "عیب ندآره بآ هم دُرستش می کُنیم " [ سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 7:52 PM ] [ سقوط آزاد ]
سرکلاس تفسیر موضوعی بین دانشجویان بحث سن ازدواج میشود و در آخر با جناب استاد به این توافق میرسند که دختر تا ۲۵ سال و پسر تا ۲۸ سالگی باید ازدواج کند!!! به نظرم خیلی کوته فکرانه است که همه آدمها در یک دسته قرار داده شوند و تا رسیدن به سن ۲۵ سریع به اولین مورد "خوب یا بد "جواب مثبت بدهند،بدون اینکه به بلوغ فکری و عاطفی رسیده باشند آنوقت ما همیشه مینالیم که چرا آمار طلاق اینقدر بالاست....!!!کاش قبل از اینکه چیزی را تایید کنیم تمام مراحل آن را از هر نظر بسنجیم..!!! به نظر من هرگاه توان مقابله با مشکلات زندگی و تامین آسایش کسی را از هر نظر داشتیم آنوقت میتوانیم به این موضوع فکر کنیم و راجع به آن تصمیم بگیریم..حال می خواهی چهارده ساله باشی یا چهل ساله..!مهم احساس رضایت مندی و خوشبختی است.
[ یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 5:54 PM ] [ سقوط آزاد ]
یهو انگار یه چیزی یادش اومده باشه که باید میگفته به من، میگه راستی "بهروز قــ" و "علی گــ" و "مرتضی خــ "هم از تو آمار میگرفتن..! تازه یه حرفایی هم پشت سرت زدند که تو با فلانی دوستی..!!! گفتم از لجش گفته ترم پیش هم هرجا میرفتم تا سرمو بلند میکردم میدیدم اینا هم هستند و بعدا فهمیدم که دنبال شماره من از بچه ها بودن که گفتم کسی شماره منو به اینا نده. گفت آخه فلانی هم از تو میپرسیده که bf داری یا نه؟!! منم گفتم نداری.با عصبانیت گفتم اینا با خودشون چی فکر کردند؟ فعلا به تنها چیزی که فکر نمی کنم همین دوستیه..!! میگه خوب تقصیر خودته یکم واکس بزن صورتت بیا سرکلاس..!! و بعد میترکه از خنده...و منم از خنده اون خندم میگیره...و فورا باز تحقیقاتم یادم میاد و میگم کسی که کرم درون داشته باشه با آرایش و غیر آرایش براش فرقی نداره کــــه..!!! :))
[ جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 10:10 AM ] [ سقوط آزاد ]
بعد دو هفته از تاریخ شروع کلاسها،با اینهمه خستگی فردا پنج صبح باید بیدار بشم و برم.چشمام شده کاسه خون و به زور باز نگه داشتم اما باید وسایلمو آماده کنم برای خوابگاه.خیلی حالم گرفته شد که تمام هفته رو کلاس دارم.نمیدونم چطوریه که اصلا طاقت موندن توی اون خراب شده رو ندارم،خیلی دلم میگیره اما مجبورم.امروز از صبح سعی کردم به اندازه چند وعده،غذای نیمه آماده رو فریز کنم که برای مامانم که دستش شکسته درست کردنش راحت باشه.شاید یکشنبه بیام خونه و کمی کارارو ردیف کنم و باز پنج صبح برگردم.یکدونه بودن زیاد هم خوب نیست به همون نسبت درد سر،غصه و زحمتشم زیاده...
[ جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 7:2 PM ] [ سقوط آزاد ]
به عشق کسی نیاز ندارم
[ چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 3:53 PM ] [ سقوط آزاد ]
تـمـام چـیـزی کـه بـایـد از زنـدگـی آمـوخـت تـنـهـا یــک کـلـمـه اسـت... مـیـگـذرد... ولـی دق مـی دهـد تــا بگـذرد...!!!
[ سه شنبه دوم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 8:20 PM ] [ سقوط آزاد ]
چه رازي دراين جمله است " دوستت دارم " كه كسي كه ميگويدعاشق ترميشود وكسي كه ميشنود بي تفاوت تر!!!!!!! [ سه شنبه دوم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 10:15 AM ] [ سقوط آزاد ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||