چاهی برای گریستن
نه شاعرم، نه نویسنده...خط خطی می کنم،تا مطمئن شوم نمرده ام ... همین 
لینک دوستان
لینک های ویژه
 

تاوان حرفهایی که تو دل آدم میمونه و نمی تونه بگه

تارهای سفیدیه که لابه لای موهات دیده میشه ...

و من مغرور الان چه تاوانی رو دارم میدم!!!

 

[ سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:23 AM ] [ سقوط آزاد ]
 
بهترین ها نثار کسانی باد که کمبودهایم را میدانند ولی بازهم در کنارم هستند و دوستم می دارند...

 

[ دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ ] [ 8:59 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

هـر کسی بـرای خودش خیابانی دارد ،

کوچـه ای ، کافـی شاپـی و شاید عطری ،

کـه بعـد از سالهـا خاطراتش گلویش را چنگ میزند ...

 

 

[ دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ ] [ 2:25 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

بهشتت را نمیخواهم..

به جهنمت هم راضی ام

خسته ام از اینجا..!!

مرا ببر

هرجایی بغیر از این دنیا......

 

[ یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 2:7 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

کلا خر ما از کرگی شانس نداشت.

 

[ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:52 PM ] [ سقوط آزاد ]

 

مجردین عزیز قبل از هرگونه اقدام یادتون باشه در شرایط ضمن عقد تکلیف عقاید ثیاثی و کنترل تلوزیزون رو حتما مشخص کنید.بعدا درد ساز میشه.دیشب من نزدیک بود با این آقا بحثم بشه با کسی که بسیار تعصبی بود..ترجیح دادم سکوت کنم چون حرف زدن با کسی که منطق حالیش نیست، مثل اینکه که بخوای رو چرتکه ویندوز نصب کنی!!!!

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 3:54 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

لازم نيست براي کسي که برات تب مي کنه بميري

چون ممکنه تو بميري و تب طرف قطع بشه....!!!

 

[ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:50 AM ] [ سقوط آزاد ]
 

آدم های تنها ،

گاهی خیلی خوش شانس  هستند

چون کـسی را ندارند تا از دست بدهند ....

 

[ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 12:45 AM ] [ سقوط آزاد ]

 

دیشب مثل این معتادهایی که در حال ترک هستند اینقدر بدنم درد میکرد که خوابم نمیبرد.دقیقا تا صبح بیدار بودم و ناله میکردم از استخون درد! حتی کپسولم آرومم نکرد...این جور وقتها که حالم بده یه فکرهای خیلی قشنگ هم میاد سراغم که حالم رو واقعا توپ تر میکنه.مثلا وقتی سردردم تا چشمامو میبندم همش قتل و کشتن و خون و این چیزا رو میبینم...این کم خونی لعنتی هم مزید بر علت شده نه خوب میشه نه میکشه...

 

[ جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:50 AM ] [ سقوط آزاد ]

 

چرا با آنکه میدانم

نصیب من نخواهی شد،

چنان با تاروپود دل برایت خانه میسازم؟؟؟

همین امروز یا فردا تو را از دست خواهم داد،

چگونه بگذرم از تو بگویم:...هرچه باداباد!!!

 

[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 7:47 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

تمام درد من این است

که کسی در زندگی من است

که نیست!!!

 

[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:2 AM ] [ سقوط آزاد ]
 

چی تو چشاته که تورو اینقدر عزیز میکنه...؟!

این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه

اینکه نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام!!

رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام..

هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت

بدون تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

من و نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی

هیچوقت نخواستم ببینیم تو لحظه ناراحتی......

 

 

[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 2:52 AM ] [ سقوط آزاد ]
 

دیشب تا ساعت یک و نیم با دوتا از بچه ها با مسیج حرف میزدیم که یهو باز من دستم خطا رفت و برای آقای "خ" رییس دفتر اردو و اینا ارسال شد!!! و از اونجایی که وقتی ارسال شد دیگه مثل آب ریخته میمونه که نمیشه جمعش کرد از بد شانسی من اونم گوشیش روشن بود و کلا دلیور شد.منو میگی مات و مبهوت گفتم وای الانه که زنش همون چهار تا شوید روی سرشو بکنه!!! خلاصه با کلی شرمندگی اومدم بخوابم و کم کم چشمام گرم شده بود و خوابم برده بود که دیدم گوشیم ویبره میزنه .بله آقای "خ" جواب داده سلام ببخشید شما؟!!! یکی نیست بگه آخه مرد حسابی حالا من ساعت یک و نیم مسیج میدم تو چرا ساعت ۴ صبح میزنی!!!

 

 

[ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 7:11 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

اکثر رابطه هایی که به جدایی ختم میشه بخاطر صحبت نکردنِ به موقع در مورد خواسته هایی هست که توی دل دفن شده اند.... کی باورش میشه یک هفته هست که صدای دعوای واحد بالایی نیومده؟!!! اینایی که روزی سه بار دعوا میکردند!! کی باورش میشه روز بعد از اون دعوای وحشتناک خانمه بیاد و بگه داریم بچه رو میبریم دکتر!!! و دیشب هم صدای بازی کردن با بچشون میومد... گاهی اوقات آدم ها فقط به یه تلنگر احتیاج دارن تا به خودشون بیان.حالا اون تلنگر میتونه از طرف هرکی میخواد باشه مهم اینکه که طرف بیدار بشه.بابا جون دستتو میبوسم...........

 

[ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 12:59 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

يه روز يه تركه زير آوار مونده بود

 و من هيچ كارى نميتونستم براش انجام بدم

 شرمنده هموطنم

شرمنده...!!!!

* ترسم از آن است خوني كه به نيت آذربايجان دادم في سبيل الله به سوريه يا بحرين برود . . .  

 

[ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:54 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

گاه فقط از کل دنیا دلت یک نفر را میخواهد

و میدانی که تا ابد هم که خدا خدا کنی

بدستش نمی آوری

میدانی که باید بگذاری و بگذری....

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 3:24 PM ] [ سقوط آزاد ]
 
 
وقــتـی ازم مــی پـرسی که خوبـی و من میگم: ای بد نیستم..

یعنی بدم !

خیلی هم بدم !!

پس نگو خدا رو شکر ! 
 
 
 

ادامه مطلب
[ شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 2:43 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

روزگاریست که آدمها

فقـــــــــــــط

سقفهای  مشترک دارند

نه زندگی های  مشترک . . .

 

* زینب عزیزم برای اون چهار پست پایینتر "اعتماد به نفسه" که گفتی منظورخاصی توش نبود. اون فقط یک جوک بود محض خنده وگرنه واقعیت نداشت!!

 

[ شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 1:1 AM ] [ سقوط آزاد ]

 

یکی از بچه ها مسیج داده " دیشب خواب دیدم اسمت برای مکه در اومده ! خوش بحالت..." نمیدونم چه تعبیری داره ؟! ازش پرسیدم تنها؟! گفت آره تنها..! کسی میدونه تعبیرش چیه؟ نمیرم یه وقت؟!!!!!!!

 

[ جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:35 AM ] [ سقوط آزاد ]
 

من از ازل به مــهر علی خو گرفته ام ...

* همون دعاهای پارسالی......

 

[ پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 9:7 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

تو هم شده ای انقلاب زندگی من!

حالا هرچی در زندگی من هست..

تاریخ دار شده! قبل از تو..بعد از تو !!!!

 

[ چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:12 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

باور کن ، خیلی حرف است وفادار دستـهایی بـاشی ،که یکبار هم لمســشان نکرده ای!!!

 

[ چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:7 PM ] [ سقوط آزاد ]

 

کاش بعضی از ما آدمها میفهمیدیم که شخصیت هیچ انسانی هیچوقت به تیپ و قیافه نیست.واقعا حتی فکر اینکار برای این موضوع هم تاسف آوره چه برسه به عملی کردنش! امیدوارم این آقا خودش تهی از هرگونه عیب و ایراد باشه و گرنه اسمشو باید با یه چیز دیگه عوض کرد.

درد و دلهای یک زن چاق

 

[ چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 9:31 AM ] [ سقوط آزاد ]
 

تــــو چــه می فــهمی

حــال و روز کسی که

دیــگر هیـــــــــــچ نگــاهی

دلــش را نمی لــرزانــد؟!!!

 

[ چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 8:32 AM ] [ سقوط آزاد ]
 

برخلاف سالهای پیش که من گفتم و تو گوش کردی

اینبار فقط میخوام من گوش کنم و تو از دعاهای اجابت نشده من بگی!

 

[ سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 6:56 PM ] [ سقوط آزاد ]

 

مسیج داده : " پاشو خودتو تکون بده علی پرید.....  "!!  جواب دادم : " کدوم علی ؟ کجا پرید؟! " زده : "علیمون داماد شد" .زدم : "مبارکه ایشالا خوشبخت بشن...!!!!" همچین میگه علی دوماد شد که انگار پسر سفیر آمریکا بوده. آخه خنگولا من اگر علی رو میخواستم که پنج - شش سال علاف نگهش نمیداشتم! خندم میگیره بخدا اولین نفر به من خبر دادن...فکر کردن الان من از حسودی منفجر میشم!! خوب پرید که پرید بهتر.... راحت شدم.........

 

[ سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 3:31 PM ] [ سقوط آزاد ]

 

طرف ﻋﮑﺴﺸﻮ ﺭﻭ ﭘﺎﮐﺖ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻨﺪﺍﺯﻥ ﻫﻤﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭﻭ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ: ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻧﺸﻮ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ  یعنی اعتماد به نفسه تورو خر داشت الان سلطان جنگل بود!!!!!!!!!!

 

[ سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:31 AM ] [ سقوط آزاد ]
 

صد بار قسم خوردم فراموشت کنم!!!

اما افسوس که قسمم هم نام تو بود....

 

[ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 3:26 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

دلم ذره ای مردن میخواهد !

فقط میخواهم بدانم من اگر نباشم

تمام مشکلات حل میشود ؟؟!!

 

[ یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 10:34 PM ] [ سقوط آزاد ]
 

حال دلم خوب که نه!

اما تو که بیایی خوب خواهد شد

آن وقت من معجزه ی تو را

به رخ تمام روانپزشکان شهر خواهم کشید....

 

[ شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:20 PM ] [ سقوط آزاد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ نوشته های انسانیست گمشده در میان قوانین سخت گیرانۀ دنیا،صرفا نوشتن مطالب ادبی نیست دل نوشته ایست از موجودی که بسیاری از باید ونباید ها برایش خلاف موجودیت آدمیست.

××××××××××××××××××××

اینجا روزی تمام شوق زندگی را در من خلاصه میکرد...

××××××××××××××××××××

از اسب که بیفتی
اسیر سرزنش خاک می شوی
در این سرزمین ،
سقوط آزاد هم ممکن نیست …

××××××××××××××××××××

کوله بارم را از خانه ای نا امن به دوش کشیدم و آمدم به جایی که بتوانم حرفهایم را بدون ترس از دیگران بزنم. .حرفهایی که اگر بمانند عقده میشوند و دل را می میرانند… زین پس اینجا چاهی است که سر در آن فرو خواهم برد و اشک خواهم ریخت...اینجا چاهیست برای گریستن …

××××××××××××××××××××

اينجا مي نويسم.حرف هايي كه يا كسي مشتاق شنيدن آنها نيست و يا من مشتاق گفتن براي كسي نيستم....
مي نويسم تا به يادگار بماند....

×××××××××××××××××××

این وبلاگ هیچ مخاطب خاص و شعبه دیگری ندارد.

××××××××××××××××××



امکانات وب